استراتژی لوپینگ یکی از روش های پرکاربرد در دیفای برای افزایش اندازه موقعیت با استفاده از وامه. این روش با تکرار سپرده گذاری و وام گیری انجام میشه و میتونه بازده یک دارایی رو افزایش بده. اما لوپینگ چطور کار میکنه و چه ریسک هایی داره؟

فرض کنین مقداری ETH یا یک دارایی دیگه دارین و میخواین از بازده اون بیشتر استفاده کنین، بدون اینکه سرمایه بیشتری وارد کنین. اینجاست که استراتژی لوپینگ مطرح میشه. در این روش، دارایی رو به عنوان وثیقه سپرده میکنین، بخشی از ارزشش رو وام میگیرین و دوباره همون مبلغ رو وارد موقعیت میکنین. با تکرار این چرخه، اندازه موقعیت از سرمایه اولیه بیشتر میشه و با کمک وام میتونین روی مقدار بیشتری از دارایی قرار بگیرین. البته بزرگتر شدن موقعیت، ریسک بیشتری هم به همراه داره و برای استفاده از این روش بهتره با مفاهیم پایه در آموزش ارز دیجیتال آشنا باشین.

در این مقاله بررسی میکنیم لوپینگ دقیقا چطور انجام میشه و قبل از اجرای اون باید به چه نکاتی توجه کنین. بعد سراغ دارایی ها و پلتفرم هایی میریم که میشه از این روش روی اونها استفاده کرد و تفاوت لوپینگ با روش های مشابه رو بررسی میکنیم. در ادامه هم نحوه محاسبه سودآوری و شرایط مناسب برای استفاده از این استراتژی رو توضیح میدیم.

استراتژی لوپینگ چیست؟

استراتژی لوپینگ یعنی یک دارایی رو به عنوان وثیقه سپرده کنین، بخشی از ارزش اون رو وام بگیرین و دوباره مبلغ وام گرفته شده رو سپرده کنین. این چرخه میتونه چند بار تکرار بشه تا اندازه موقعیت شما از سرمایه اولیه بیشتر بشه. مثلا در آموزش دیفای، لوپینگ یکی از نمونه های استفاده از وام برای بزرگتر کردن یک موقعیت بدون افزایش مستقیم سرمایه اولیه هست.

فرض کنین ۱ اتریوم دارین. اون رو در یک پروتکل وام دهی به عنوان وثیقه میذارین و مثلا ۰.۷ اتریوم وام میگیرین. بعد همین ۰.۷ اتریوم رو دوباره وثیقه میکنین و بر اساس اون، وام جدید میگیرین. با هر بار تکرار این روند، مقدار وثیقه و بدهی بیشتر میشه، در حالی که سرمایه اولیه شما همون ۱ اتریومه.

این کار در نهایت یک موقعیت اهرمی ایجاد میکنه؛ یعنی با سرمایه اولیه خودتون، در معرض مقدار بیشتری از یک دارایی یا بازده اون قرار میگیرین. لوپینگ معمولا در پروتکل های وام دهی مثل Aave و Compound و روی دارایی هایی انجام میشه که امکان سپرده گذاری و وام گیری دارن.

البته لوپینگ به خودی خود سود تضمینی ایجاد نمیکنه. نتیجه این استراتژی به اختلاف بین بازده سپرده و هزینه وام بستگی داره. اگر سود سپرده بیشتر از بهره وام باشه، موقعیت میتونه سودده باشه؛ اما اگر این اختلاف منفی بشه، هزینه وام میتونه بازده شما رو از بین ببره.

استراتژی لوپینگ بر چه اساسی بازده ایجاد میکند؟

بازده لوپینگ از اختلاف بین سود سپرده و هزینه وام به دست میاد. وقتی دارایی رو در یک پروتکل سپرده میکنین، بابت اون بازده میگیرین و همزمان برای وامی که گرفتین بهره پرداخت میکنین. اگر سود سپرده بیشتر از نرخ وام باشه، این اختلاف میتونه سود خالص ایجاد کنه.

هرچه موقعیت بزرگتر بشه، اثر این اختلاف روی نتیجه نهایی هم بیشتر میشه. برای همین با تکرار چرخه، بازده احتمالی افزایش پیدا میکنه. البته همین موضوع درباره زیان هم صدق میکنه؛ اگر نرخ وام بالا بره یا سود سپرده کاهش پیدا کنه، اهرم باعث میشه تاثیر این تغییر روی موقعیت بیشتر بشه.

بنابراین، لوپینگ خودش سود جدیدی تولید نمیکنه. کاری که انجام میده اینه که با استفاده از وام، اندازه موقعیت رو بزرگتر میکنه تا از اختلاف بین نرخ سپرده و نرخ وام بیشتر استفاده بشه. اگر این اختلاف مثبت نباشه، ادامه دادن چرخه معمولا فقط هزینه و ریسک بیشتری به موقعیت اضافه میکنه.

استراتژی لوپینگ چگونه یک موقعیت اهرمی ایجاد میکند؟

لوپینگ با تکرار چرخه سپرده گذاری و وام گیری، اندازه موقعیت رو نسبت به سرمایه اولیه بزرگتر میکنه. ابتدا دارایی خودتون رو به عنوان وثیقه سپرده میکنین، بعد بخشی از ارزش اون رو وام میگیرین و دوباره مبلغ وام گرفته شده رو وارد موقعیت میکنین. با هر دور، مقدار وثیقه و بدهی بیشتر میشه و در نتیجه اهرم موقعیت هم افزایش پیدا میکنه.

برای مثال، ممکنه با ۱ واحد سرمایه بعد از چند دور به موقعیتی ۲ یا ۳ واحدی برسین. یعنی در عمل در معرض تغییرات قیمت یا بازده مقدار بیشتری از دارایی قرار گرفتین، بدون اینکه به همون اندازه سرمایه اولیه داشته باشین. هرچه LTV بالاتر باشه و چرخه دفعات بیشتری تکرار بشه، اهرم نهایی هم بیشتر میشه.

البته افزایش اهرم فقط سود احتمالی رو بیشتر نمیکنه؛ ریسک رو هم بالا میبره. با بزرگتر شدن بدهی، فاصله موقعیت تا لیکوییدیشن کمتر میشه و افت قیمت دارایی میتونه سریع تر شما رو به محدوده خطر برسونه.

چرخه سپرده گذاری، وام گیری و سپرده گذاری مجدد

چرخه لوپینگ از سه مرحله اصلی تشکیل میشه. اول دارایی خودتون رو در یک پروتکل وام دهی به عنوان وثیقه سپرده میکنین. بعد بر اساس ارزش وثیقه و LTV مجاز پروتکل، بخشی از اون رو وام میگیرین. در مرحله بعد، مبلغ وام گرفته شده رو دوباره به عنوان وثیقه سپرده میکنین تا امکان وام گیری دوباره فراهم بشه.

با تکرار این سه مرحله، هم مقدار کل وثیقه بیشتر میشه و هم بدهی افزایش پیدا میکنه. در هر دور، وثیقه جدید امکان گرفتن وام بیشتری رو فراهم میکنه و به این ترتیب اندازه موقعیت به تدریج بزرگتر میشه. تعداد دفعات تکرار هم به LTV، میزان اهرم مورد نظر و ریسک قابل قبول شما بستگی داره.

افزایش اهرم با تکرار چرخه

هر بار که چرخه سپرده گذاری و وام گیری رو تکرار میکنین، مقدار دارایی درگیر در موقعیت نسبت به سرمایه اولیه بیشتر میشه. فرض کنین با ۱ واحد شروع کردین و در هر دور، ۷۰ درصد ارزش وثیقه رو وام میگیرین. با ادامه این چرخه، کل وثیقه میتونه به ۲ یا حتی ۳ واحد برسه، در حالی که سرمایه واقعی شما همچنان همون ۱ واحد اولیه است.

در نتیجه، موقعیت شما اهرمی میشه و تغییرات قیمت یا بازده اثر بیشتری روی سرمایه اولیه میذاره. هرچه LTV و تعداد چرخه ها بیشتر باشه، اهرم هم بالاتر میره؛ اما فاصله تا لیکوییدیشن کمتر میشه. چون بدهی نسبت به وثیقه افزایش پیدا کرده و یک افت قیمت نسبتا کوچک میتونه موقعیت رو به محدوده خطر نزدیک کنه.

به همین دلیل، تعداد چرخه ها نباید فقط بر اساس بیشترین اهرم ممکن انتخاب بشه. نوسان دارایی، فاصله تا لیکوییدیشن و میزان ریسکی که حاضرین بپذیرین هم باید در نظر گرفته بشه.

چرخه تکرار و افزایش اهرم در استراتژی لوپینگ

قبل از اجرای استراتژی لوپینگ چه عواملی باید مشخص شوند؟

قبل از اجرای لوپینگ باید چند عدد و عامل مهم رو مشخص کنین. سرمایه اولیه، اندازه موقعیت، نرخ سود سپرده، هزینه وام، میزان LTV و فاصله تا لیکوییدیشن، همگی روی نتیجه نهایی اثر میذارن. هزینه های گس و کارمزدها هم مخصوصا در چرخه های متعدد میتونن سود رو کمتر کنن.

اول از همه مشخص کنین با چه مقدار سرمایه میخواین وارد بشین و موقعیت نهایی قراره چقدر باشه. بعد نرخ سود سپرده رو با بهره وام مقایسه کنین تا مشخص بشه اصلا اسپرد مثبتی وجود داره یا نه. در کنار این موارد، مقدار اهرم و فاصله تا لیکوییدیشن رو هم بررسی کنین تا موقعیت با یک نوسان معمولی وارد محدوده خطر نشه.

در نهایت، هزینه اجرای هر چرخه رو حساب کنین. اگر سود احتمالی بعد از کسر بهره و کارمزد ناچیز باشه، افزایش تعداد چرخه ها توجیه چندانی نداره. لوپینگ زمانی منطقی تره که قبل از شروع، هم بازده احتمالی و هم ریسک و هزینه های اون رو دقیق بدونین.

سرمایه اولیه و اندازه موقعیت

سرمایه اولیه همون مقداریه که واقعا وارد استراتژی میکنین و اندازه موقعیت، ارزش کل دارایی درگیر بعد از چند دور لوپینگه. مشخص کردن این دو عدد از ابتدا کمک میکنه میزان اهرم و ریسک موقعیت رو بهتر کنترل کنین.

مثلا فرض کنین ۱۰۰۰ دلار سرمایه دارین و میخواین موقعیتتون به حدود ۲۵۰۰ دلار برسه. در این حالت باید مشخص کنین با چه LTV و چند دور تکرار میتونین به این اندازه برسین. هرچه موقعیت بزرگتر باشه، سود احتمالی بیشتر میشه، اما در مقابل زیان هم میتونه شدت بیشتری پیدا کنه.

بهتره قبل از ایجاد یک موقعیت بزرگ، چرخه رو با مبلغ کمتر امتحان کنین. این کار به شما اجازه میده هزینه گس، عملکرد پروتکل و رفتار موقعیت در زمان نوسان رو بهتر بسنجین. مشخص بودن اندازه موقعیت از اول، جلوی افزایش بی دلیل اهرم در ادامه کار رو هم میگیره.

نرخ بازده و هزینه استقراض

نرخ بازده، سودیه که بابت سپرده گذاری دارایی دریافت میکنین و هزینه استقراض هم بهره ایه که برای وام پرداخت میکنین. اختلاف بین این دو نرخ، یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده سودآوری لوپینگه.

قبل از شروع، نرخ سپرده و وام رو در پروتکل مورد نظر بررسی کنین. اگر سود سپرده بیشتر از بهره وام باشه، اسپرد مثبت ایجاد میشه و با بزرگتر شدن موقعیت، سود خالص هم میتونه افزایش پیدا کنه. اما وقتی این اختلاف خیلی کم یا منفی باشه، بهره وام میتونه بخش زیادی از بازده رو از بین ببره.

نکته مهم اینه که این نرخ ها ثابت نیستن و با تغییر عرضه و تقاضا در پروتکل تغییر میکنن. بنابراین عددی که هنگام شروع لوپینگ میبینین ممکنه چند ساعت یا چند روز بعد متفاوت باشه و سود مورد انتظار شما هم تغییر کنه.

میزان اهرم و نسبت LTV

نسبت LTV مشخص میکنه چه مقدار از ارزش وثیقه رو میتونین وام بگیرین. مثلا اگر LTV برابر ۷۰ درصد باشه، با ۱۰۰۰ دلار وثیقه میتونین تا ۷۰۰ دلار وام بگیرین. هرچه LTV بالاتر باشه، در هر دور مبلغ بیشتری وام میگیرین و موقعیت سریع تر بزرگ میشه.

تکرار همین روند باعث افزایش اهرم میشه. با LTV بالاتر ممکنه با چرخه های کمتری به اندازه موقعیت مورد نظر برسین، اما در عوض حاشیه امنیت کاهش پیدا میکنه. چون بدهی بیشتری نسبت به وثیقه دارین و موقعیت به افت قیمت حساس تر میشه.

بهتره همیشه بین LTV مورد استفاده و سقف مجاز پروتکل فاصله داشته باشین. استفاده از حداکثر ظرفیت وام گیری فقط برای رسیدن به اهرم بیشتر، ریسک لیکوییدیشن رو به شکل قابل توجهی بالا میبره.

فاصله تا لیکوییدیشن

فاصله تا لیکوییدیشن نشون میده قیمت یا ارزش وثیقه چقدر میتونه کاهش پیدا کنه تا موقعیت وارد محدوده لیکوییدیشن بشه. این فاصله به عواملی مثل LTV، قیمت دارایی و پارامترهای پروتکل بستگی داره.

قبل از اجرای لوپینگ بررسی کنین با قیمت فعلی دارایی، چه مقدار افت قیمت میتونه موقعیت رو به محدوده خطر برسونه. بعضی پروتکل ها این اطلاعات رو در داشبورد خودشون نمایش میدن و میتونین از همون جا وضعیت موقعیت رو زیر نظر داشته باشین.

حفظ یک حاشیه امنیت مناسب اهمیت زیادی داره. اگر LTV بیش از حد بالا باشه، حتی یک نوسان معمولی بازار میتونه موقعیت رو به لیکوییدیشن نزدیک کنه. بنابراین بهتره تمام ظرفیت وام گیری پروتکل رو استفاده نکنین و برای افت قیمت احتمالی فضای کافی داشته باشین.

هزینه های اجرای چرخه

هر بار اجرای چرخه لوپینگ میتونه شامل کارمزد شبکه و در بعضی موارد کارمزد پروتکل باشه. وقتی تعداد چرخه ها زیاد میشه، همین هزینه های به ظاهر کوچک میتونن روی سود نهایی تاثیر قابل توجهی بذارن. این موضوع در شبکه های شلوغ مثل اتریوم بیشتر به چشم میاد.

قبل از شروع، مجموع هزینه تقریبی چرخه ها رو با سود مورد انتظار مقایسه کنین. اگر اختلاف بین سود سپرده و هزینه وام کم باشه، کارمزدهای تکراری ممکنه بخش زیادی از بازده رو مصرف کنن یا حتی موقعیت رو زیان ده کنن.

به همین دلیل، هزینه اجرای تراکنش ها یکی از فاکتورهای مهم انتخاب شبکه و پروتکله. شبکه های ارزان تر یا لایه دوم میتونن هزینه هر چرخه رو پایین بیارن، اما در کنار کارمزد باید نقدینگی و امنیت پروتکل رو هم بررسی کنین.


بیشتر بخوانید: آموزش خواندن نقشه‌ حرارتی لیکوییدیشن بیت ‌کوین


استراتژی لوپینگ روی چه دارایی هایی قابل اجراست؟

لوپینگ روی دارایی هایی انجام میشه که هم امکان سپرده گذاری به عنوان وثیقه رو داشته باشن و هم بشه با استفاده از اونها وام گرفت. البته فقط قابل استفاده بودن یک دارایی کافی نیست؛ نقدشوندگی و عمق بازار وام دهی هم اهمیت زیادی داره. هرچه این بازارها عمیق تر باشن، اجرای چرخه معمولا راحت تر و با ریسک کمتری انجام میشه.

این استراتژی بیشتر روی ETH، نسخه های رپد شده BTC، توکن های لیکویید استیکینگ و لیکویید ریستیکینگ، استیبل کوین ها و بعضی توکن های LP استفاده میشه. انتخاب دارایی هم به هدف شما بستگی داره. ممکنه بخواین با اهرم بیشتر در معرض قیمت یک دارایی قرار بگیرین یا دنبال افزایش بازده یک دارایی با نوسان کمتر باشین. در هر حالت، قبل از شروع باید نقدشوندگی، بازده، نرخ وام و ریسک های مخصوص همون دارایی رو بررسی کنین.

استراتژی لوپینگ روی ETH و BTC

ETH و BTC به خاطر نقدشوندگی بالا و بازار وام دهی بزرگ، از گزینه های رایج برای لوپینگ هستن. در این روش معمولا ETH یا نسخه رپد شده بیت کوین مثل WBTC رو به عنوان وثیقه سپرده میکنین، وام میگیرین و دوباره دارایی مورد نظر یا یک دارایی مرتبط رو وارد چرخه میکنین.

یکی از اهداف اصلی این کار، افزایش میزان قرار گرفتن در معرض قیمت ETH یا BTC با سرمایه اولیه کمتره. برای مثال، به جای اینکه فقط با سرمایه خودتون روی ETH موقعیت بسازین، بخشی از ارزش اون رو وام میگیرین و با تکرار چرخه، اندازه موقعیت رو افزایش میدین. اگر دارایی سپرده شده بازده هم داشته باشه، این بازده روی موقعیت بزرگتر محاسبه میشه.

البته نوسان قیمت ETH و BTC میتونه موقعیت اهرمی رو سریع تر به محدوده لیکوییدیشن برسونه. به همین دلیل، مقدار LTV و فاصله تا لیکوییدیشن در این نوع لوپینگ اهمیت زیادی داره.

استراتژی لوپینگ روی توکن های LST/LRT

توکن های لیکویید استیکینگ و لیکویید ریستیکینگ مثل stETH به دلیل داشتن بازده پایه، میتونن گزینه مناسبی برای لوپینگ باشن. در این روش، توکن رو به عنوان وثیقه سپرده میکنین، وام میگیرین و با استفاده از اون وام، دوباره همون توکن یا یک دارایی مرتبط رو تهیه و سپرده میکنین.

مزیت اصلی این روش اینه که بازده حاصل از استیکینگ یا ریستیکینگ روی موقعیت بزرگتری اعمال میشه. در نتیجه، در صورت مناسب بودن نرخ وام و بازده، درآمد پایه میتونه بیشتر بشه. البته اهرم فقط بازده رو افزایش نمیده و ریسک رو هم بیشتر میکنه.

ریسک قرارداد هوشمند، احتمال کاهش ارزش LST یا LRT نسبت به دارایی اصلی و نزدیک شدن به لیکوییدیشن از جمله مواردیه که باید در نظر بگیرین. بنابراین قبل از شروع، فقط به نرخ بازده نگاه نکنین و وضعیت خود توکن و پروتکلی که از اون استفاده میکنین رو هم بررسی کنین.

استراتژی لوپینگ با استیبل کوین

لوپینگ با استیبل کوین معمولا برای افزایش بازده بدون قرار گرفتن مستقیم در معرض نوسان شدید قیمت انجام میشه. در این روش، استیبل کوین رو به عنوان وثیقه سپرده میکنین، استیبل کوین دیگه یا همون دارایی رو وام میگیرین و دوباره اون رو وارد چرخه میکنین تا اندازه موقعیت افزایش پیدا کنه.

چون قیمت استیبل کوین ها معمولا نزدیک به ارزش ثابت خودشون باقی میمونه، ریسک لیکوییدیشن ناشی از نوسان قیمت نسبت به دارایی هایی مثل ETH و BTC کمتره. با این حال، سودآوری همچنان به اختلاف بین بازده سپرده و نرخ بهره وام بستگی داره. اگر سود سپرده بیشتر از هزینه وام باشه، لوپینگ میتونه بازده بالاتری نسبت به سپرده گذاری ساده ایجاد کنه.

البته ثابت بودن قیمت به معنی بدون ریسک بودن استیبل کوین نیست. تغییر نرخ سود، از دست رفتن موقت یا دائمی ارزش یک استیبل کوین و ریسک قرارداد هوشمند میتونن روی نتیجه موقعیت اثر بذارن.

استراتژی لوپینگ روی توکن های LP

توکن های LP نشون دهنده سهم شما از یک استخر نقدینگی هستن و بعضی پروتکل های وام دهی امکان استفاده از اونها به عنوان وثیقه رو فراهم میکنن. در این حالت، توکن LP رو سپرده میکنین، وام میگیرین و با استفاده از وام، نقدینگی بیشتری وارد استخر میکنین یا توکن LP بیشتری میخرین تا اندازه موقعیت افزایش پیدا کنه.

هدف اصلی این روش، تقویت درآمد حاصل از کارمزد معاملات و پاداش های استخره. وقتی موقعیت با اهرم بزرگتر میشه، این بازده هم میتونه افزایش پیدا کنه. اما در مقابل، ریسک هایی مثل زیان ناپایدار و کاهش ارزش توکن LP هم با اهرم شدیدتر میشن.

به همین دلیل، لوپینگ روی LP نسبت به ETH یا استیبل کوین پیچیدگی بیشتری داره. برای استفاده از این روش باید علاوه بر LTV و فاصله تا لیکوییدیشن، عملکرد استخر، ترکیب دارایی ها و میزان زیان ناپایدار رو هم بررسی کنین.

دارایی های مناسب برای استراتژی لوپینگ در دیفای

سودآوری استراتژی لوپینگ چگونه محاسبه میشود؟

برای محاسبه سودآوری لوپینگ، باید بازده سپرده و هزینه وام رو در نظر بگیرین. به طور ساده، نرخ بازده سپرده رو در اهرم نهایی ضرب میکنین تا بازده کل موقعیت به دست بیاد. بعد نرخ بهره وام رو هم در مقدار بدهی یا بخش وام گرفته شده محاسبه میکنین و هزینه استقراض رو از بازده به دست آمده کم میکنین. عدد نهایی، سود یا زیان تقریبی قبل از کسر کارمزدهاست.

مثلا اگر اهرم ۲ برابر باشه، بازده سپرده ۸ درصد و نرخ بهره وام ۳ درصد باشه، بازده ناخالص موقعیت حدود ۱۳ درصد میشه. این عدد هنوز هزینه گس و کارمزدهای اجرای چرخه رو در نظر نگرفته. اگر تعداد دفعات تکرار زیاد باشه یا شبکه هزینه بالایی داشته باشه، این کارمزدها میتونن بخش قابل توجهی از سود رو مصرف کنن.

برای محاسبه دقیق تر، بهتره هزینه هر چرخه، مقدار بدهی و تغییرات احتمالی نرخ سود و بهره رو هم وارد محاسبات کنین. ماشین حساب های پروتکل یا حتی یک شیت ساده میتونه برای مقایسه سناریوهای مختلف مفید باشه.

چه عواملی میتوانند سودآوری استراتژی لوپینگ را تغییر دهند؟

سود لوپینگ یک عدد ثابت نیست و با تغییر شرایط بازار و پروتکل میتونه بالا یا پایین بشه. یکی از مهم ترین عوامل، نرخ بازده سپرده و بهره وامه. این نرخ ها بر اساس عرضه و تقاضا تغییر میکنن و ممکنه اسپردی که در زمان شروع مثبت بوده، بعدا کمتر بشه یا حتی از بین بره.

قیمت خود دارایی هم اهمیت زیادی داره. اگر ارزش وثیقه کاهش پیدا کنه، نسبت بدهی به وثیقه افزایش پیدا میکنه و موقعیت به لیکوییدیشن نزدیک تر میشه. در کنار اون، گس و کارمزد تراکنش ها، مخصوصا وقتی چرخه چند بار تکرار میشه، مستقیما روی سود خالص اثر میذارن.

پارامترهای پروتکل هم میتونن نتیجه رو تغییر بدن؛ برای مثال حداکثر LTV یا نرخ بهره پایه ممکنه تغییر کنه. اگر از توکن های LP استفاده میکنین، زیان ناپایدار و تغییر ارزش توکن LP هم باید در محاسبات لحاظ بشه. به همین دلیل، بعد از ایجاد موقعیت هم بهتره نرخ ها، LTV و فاصله تا لیکوییدیشن رو مرتب بررسی کنین.

استراتژی لوپینگ را در چه پلتفرم هایی میتوان اجرا کرد؟

لوپینگ معمولا در پروتکل های وام دهی انجام میشه؛ جایی که میتونین دارایی رو به عنوان وثیقه سپرده کنین و در مقابلش وام بگیرین. Aave و Compound از گزینه های شناخته شده این حوزه هستن و روی اتریوم و چند شبکه دیگه فعالیت دارن. نقدینگی بالای این پروتکل ها هم باعث شده برای اجرای موقعیت های مبتنی بر وام گیری مورد استفاده قرار بگیرن.

در کنار این دو، پروتکل هایی مثل Morpho و Spark و بعضی پلتفرم های فعال روی لایه دوم هم امکان اجرای لوپینگ رو فراهم میکنن. در شبکه سولانا هم Kamino یکی از گزینه های مطرحه. برای بررسی بیشتر مفاهیم و روش های مرتبط با دیفای، مطالب کریپتونگار هم میتونه اطلاعات تکمیلی در اختیارتون بذاره.

با این حال، انتخاب پلتفرم نباید فقط بر اساس نرخ سود باشه. قبل از شروع، نقدینگی، نرخ وام و سپرده، امنیت پروتکل، LTV و هزینه تراکنش ها رو بررسی کنین. این موارد هم روی سود نهایی تاثیر میذارن و هم مشخص میکنن موقعیتی که میسازین تا چه حد در برابر تغییرات بازار آسیب پذیره.


بیشتر بخوانید: مقایسه پلتفرم آوه (Aave) و کامپاند (Compound)؛ کدام پلتفرم دیفای برای وام‌ دهی بهتر است؟


استراتژی لوپینگ چه تفاوتی با روش های مشابه دارد؟

لوپینگ از نظر هدف با بعضی روش های دیفای شباهت داره، اما نحوه ایجاد بازده و میزان ریسک اون متفاوته. در پروتکل ها و پلتفرم های اصلی دیفای، روش هایی مثل وام دهی، استیکینگ و ییلد فارمینگ هر کدوم سازوکار خاص خودشون رو دارن. در وام دهی ساده، دارایی رو سپرده میکنین و از همون سپرده بازده میگیرین، اما در لوپینگ با گرفتن وام و تکرار چرخه، اندازه موقعیت رو بزرگتر میکنین و اهرم میسازین.

ییلد فارمینگ هم مسیر متفاوتی داره و معمولا درآمدش از تامین نقدینگی، کارمزد معاملات یا پاداش توکن ایجاد میشه. در لوپینگ، تمرکز اصلی روی وام گیری و اختلاف بین سود سپرده و هزینه وامه. از طرف دیگه، اهرم مستقیم در صرافی ها بیشتر برای باز کردن موقعیت معاملاتی استفاده میشه و عواملی مثل فاندینگ ریت و شرایط صرافی روی اون اثر میذارن.

پس تفاوت اصلی لوپینگ با این روش ها، نحوه ایجاد بازده و ساخت اهرمه. هر کدوم هم ریسک مخصوص خودشون رو دارن و انتخاب بین اونها باید بر اساس نوع دارایی، بازده مورد انتظار و میزان ریسک قابل قبول انجام بشه.

روش نحوه کسب بازده اهرم ریسک لیکوییدیشن پیچیدگی
لوپینگ اختلاف سود سپرده و هزینه وام دارد دارد بالا
وام دهی ساده سود سپرده ندارد ندارد پایین
استیکینگ پاداش شبکه معمولا ندارد ندارد پایین
ییلد فارمینگ کارمزد و پاداش استخر معمولا ندارد معمولا ندارد متوسط
اهرم مستقیم تغییرات قیمت دارایی دارد دارد بالا

لوپینگ در برابر وام دهی ساده

در وام دهی ساده، دارایی رو در یک پروتکل سپرده میکنین و بازده همون سپرده رو دریافت میکنین. چون وامی در کار نیست، اهرمی ایجاد نمیشه و موقعیت هم در معرض لیکوییدیشن قرار نمیگیره. در نتیجه، سود شما به نرخ بازدهی که پروتکل برای سپرده پرداخت میکنه محدود میشه.

در لوپینگ، بخشی از ارزش وثیقه رو وام میگیرین و دوباره اون مبلغ رو وارد چرخه میکنین. با تکرار این روند، اندازه موقعیت افزایش پیدا میکنه و در صورت مناسب بودن نرخ ها، بازده احتمالی هم بیشتر میشه. البته در کنار اون باید بهره وام و ریسک لیکوییدیشن رو هم در نظر بگیرین.

بنابراین وام دهی ساده ساختار راحت تر و ریسک پایین تری داره، اما بازده اون هم محدودتره. لوپینگ میتونه بازده بیشتری ایجاد کنه، ولی در مقابل مدیریت بدهی، نرخ بهره و ریسک موقعیت هم اهمیت بیشتری پیدا میکنه.

لوپینگ در برابر استیکینگ

استیکینگ و لوپینگ هر دو میتونن برای افزایش بازده دارایی استفاده بشن، اما سازوکارشون کاملا یکی نیست. در استیکینگ، دارایی رو برای مشارکت در تامین امنیت شبکه اختصاص میدین و در ازای اون پاداش دریافت میکنین. در این حالت معمولا بدهی یا وام گیری وجود نداره و اهرمی هم ایجاد نمیشه.

در لوپینگ، دارایی به عنوان وثیقه سپرده میشه، بخشی از ارزش اون وام گرفته میشه و مبلغ وام دوباره وارد چرخه میشه. به این شکل اندازه موقعیت و بازده احتمالی افزایش پیدا میکنه، اما بهره وام و خطر لیکوییدیشن هم به موقعیت اضافه میشن.

اگر دنبال روشی ساده تر برای کسب بازده بدون اهرم هستین، استیکینگ گزینه متفاوتی محسوب میشه. لوپینگ بیشتر برای زمانی کاربرد داره که بخواین با استفاده از وام، اندازه موقعیت و بازده احتمالی رو افزایش بدین و در مقابل ریسک بیشتری رو بپذیرین.

لوپینگ در برابر ییلد فارمینگ

لوپینگ و ییلد فارمینگ هر دو در دیفای برای افزایش بازده استفاده میشن، اما منبع درآمدشون فرق داره. در ییلد فارمینگ، معمولا با تامین نقدینگی برای استخرها یا استفاده همزمان از چند پروتکل، از کارمزد معاملات و گاهی پاداش توکن درآمد به دست میاد.

در لوپینگ، تمرکز روی سپرده گذاری، وام گیری و تکرار این چرخه است. بازده هم بیشتر به اختلاف بین سود سپرده و هزینه وام بستگی داره. به همین دلیل، نرخ بهره، LTV و فاصله تا لیکوییدیشن از عوامل مهم در این استراتژی هستن.

ییلد فارمینگ میتونه با ریسک هایی مثل زیان ناپایدار و کاهش ارزش توکن پاداش همراه باشه، در حالی که در لوپینگ، ریسک اصلی بیشتر به بدهی، تغییر نرخ وام و لیکوییدیشن مربوط میشه. بنابراین انتخاب بین این دو به نوع دارایی و میزان ریسکی که میخواین قبول کنین بستگی داره.

لوپینگ در برابر استفاده مستقیم از اهرم

لوپینگ و اهرم مستقیم هر دو اجازه میدن با سرمایه کمتر، موقعیت بزرگتری ایجاد کنین، اما نحوه انجامشون فرق داره. در لوپینگ، اهرم از طریق سپرده گذاری وثیقه، وام گیری و تکرار چرخه در پروتکل های دیفای ساخته میشه. نتیجه کار هم به نرخ بازده سپرده و هزینه وام وابسته هست.

در مقابل، اهرم مستقیم معمولا در صرافی های متمرکز یا بازارهای معاملات دائمی استفاده میشه. شما مقداری سرمایه به عنوان مارجین وارد میکنین و با انتخاب اهرم، موقعیت بزرگتری باز میکنین. در این روش، فاندینگ ریت، قیمت لیکوییدیشن و قوانین صرافی میتونن روی سود و زیان اثر بذارن.

تفاوت مهم اینه که لوپینگ بیشتر برای افزایش بازده یک دارایی یا موقعیت دیفای استفاده میشه، اما اهرم مستقیم بیشتر برای معامله روی تغییرات قیمت کاربرد داره. در هر دو روش، افزایش اهرم باعث میشه سود احتمالی و زیان احتمالی همزمان بزرگتر بشن.


بیشتر بخوانید: ییلد فارمینگ (Yield Farming) چیست؟ نحوه کسب درآمد با استفاده از ییلد فارمینگ


چه زمانی استراتژی لوپینگ منطقی است؟

استراتژی لوپینگ زمانی میتونه منطقی باشه که بازده سپرده از هزینه وام بیشتر باشه و ریسک موقعیت هم قابل کنترل بمونه. بالا بودن سود به تنهایی دلیل خوبی برای استفاده از این روش نیست؛ چون اهرم بیشتر، احتمال زیان رو هم افزایش میده. برای همین، قبل از اینکه لوپینگ رو وارد برنامه آموزش سرمایه گذاری ارز دیجیتال خودتون کنین، بهتره سود احتمالی، هزینه ها و فاصله تا لیکوییدیشن رو کنار هم بررسی کنین.

قبل از شروع، این موارد رو حتما بررسی کنین:

  • اسپرد سود و بهره: هرچه اختلاف بین بازده سپرده و نرخ وام بیشتر باشه، شرایط برای لوپینگ مناسب تره.

  • نوسان دارایی: دارایی های پرنوسان به اهرم کمتر و حاشیه امنیت بیشتری نیاز دارن.

  • فاصله تا لیکوییدیشن: بهتره LTV رو تا نزدیکی سقف مجاز بالا نبرین و برای افت قیمت فضای کافی داشته باشین.

  • هزینه اجرای چرخه: گس و کارمزدهای بالا میتونن بخش زیادی از بازده رو مصرف کنن، مخصوصا وقتی چرخه چند بار تکرار میشه.

  • ثبات نرخ ها: اگر نرخ وام یا سود سپرده مرتب تغییر میکنه، سود مورد انتظار ممکنه خیلی زود تغییر کنه.

در نهایت، لوپینگ زمانی ارزش بررسی داره که بعد از کسر بهره، کارمزد و در نظر گرفتن ریسک لیکوییدیشن، بازده احتمالی همچنان جذاب باشه. اگر رسیدن به سود مورد نظر فقط با اهرم بالا ممکنه، بهتره ریسک موقعیت رو دوباره ارزیابی کنین.

عوامل مهم برای تصمیم گیری درباره استراتژی لوپینگ

جمع بندی

استراتژی لوپینگ رو میشه روشی برای بزرگتر کردن یک موقعیت دیفای با استفاده از وام و تکرار چرخه سپرده گذاری در نظر گرفت. این روش میتونه در صورت وجود اختلاف مناسب بین بازده سپرده و هزینه وام، بازده احتمالی رو افزایش بده؛ اما همزمان ریسک لیکوییدیشن، تغییر نرخ بهره و هزینه های اجرای چرخه رو هم بیشتر میکنه.

برای اجرای این استراتژی، فقط به نرخ سود نگاه نکنین. نوع دارایی، LTV، فاصله تا لیکوییدیشن، نقدینگی پروتکل و هزینه تراکنش ها هم باید بررسی بشن. در نهایت، لوپینگ زمانی منطقی تره که سود مورد انتظار بعد از در نظر گرفتن تمام هزینه ها و ریسک ها همچنان ارزش پذیرش این میزان از ریسک رو داشته باشه.